خرید بک لینک

حوصله‌ی هیچ‌چی رو ندارم…



حتی خودم. نه امید دارم، نه ناامیدی. یه چیزی بین این دوتاست، یه برزخ که نه می‌ذاره بی‌خیال شم، نه می‌ذاره پیش برم. انگار یه خط باریک بین دو دنیای متضاد… ولی هیچ‌کدوم مال من نیست. بعضی آدما میان، می‌رن، یه چیزی می‌گن، یه دروغ قشنگ، یه امید مصنوعی، یه نصیحت که خودشونم بهش عمل نمی‌کنن. بعد؟ هیچی. می‌رن که برن. و من؟ همون‌جا می‌مونم، با یه مشت حرف نصفه‌نیمه که نه می‌تونم بندازمشون دور، نه می‌تونم بهشون باور کنم.

برچسب: نویسنده: ماهان سامانی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 23:00

صفحه بندی